
سهراب سپهری – مجموعه آوار آفتاب
شماره 1
بی تار و پود
در بیداری لحظه ها
پیكرم كنار نهر خروشان لغزید
مرغی روشن فرود آمد
و لبخند گیج مرا برچید و پرید
ابری پیدا شد
و بخار سرشكم را در شتاب شفافش نوشید
نسیمی برهنه و بی پایان سركرد
و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت
درختی تابان
پیكرم را در ریشه ی سیاهش بلعید
طوفانی سررسید
و جاپایم را ربود.
نگاهی به روی نهر خروشان خم شد
تصویری شكست
خیالی از هم گسیخت