قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعدی گوگرد سرخ خواست ز من سبز من پریر سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 197 گوگرد سرخ خواست ز من سبز من پریر در پیشش ار نیافتمی روی زردمی خود سهل بود سهل که گوگرد سرخ خواست گر نان خواجه خواستی از من چه کردمی نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط ای چو ماهی نشسته در خرگاه ادامه نوشته » ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد ادامه نوشته » من نگویم که قاسم الارزاق ادامه نوشته » ای برادر زکی بمرد و بشد ادامه نوشته » ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم ادامه نوشته » در طریق دین قدم پیوسته بوذروار زن ادامه نوشته »
این بیت از منجیک ترمذی است.
گوگرد سرخ خواست زمن سبز من پریر
و امروز اگر نیافتمی روی زردمی
گفتم که نیک بود که گوگرد سرخ خواست
گر نان خواجه از من چه کردمی!