
سنایی غزنوی – غزل شماره 386
این چه رنگست برین گونه که آمیخته ای
این چه شورست که ناگاه برانگیخته ای
خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر
تا تو غایب شده ای از من و بگریخته ای
رخ زردم به گلی ماند نایافته آب
کابرویم همه از روی فرو ریخته ای
چه فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت
تا بدانم که تو در دام که آویخته ای
پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو
که تو شمشاد به گلبرگ برآمیخته ای