ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

سنایی غزنوی – غزل شماره 314

ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن

طبل از هستی خویش اندر جهان تا کی زنی

بر در هستی یکی از نیستی مسمار زن

با می تلخ مغانه دامن افلاس گیر

آز را بر روی آن قرای دعوی دار زن

زاهدان ار تکیه بر زهد و صیام خود کنند

تو چو مردان تکیه بر خمر و در خمار زن

دور شو از صحبت خود بر در صورت پرست

بوسه بر خاک کف پای ز خود بیزار زن

چون خوری می با حریف محرم پر درد خور

چون زنی کم با ندیم زیرک هشیار زن

گر برون هفت چرخ و چار طبعست این سخن

بارگاهش هم برون از هفت و هشت و چار زن

تا تو اندر بند طبع و دهر و چرخ و کوکبی

کی بود جایز که گویی دم قلندوار زن

قیل و قال و دانش و تیمار پندار رهند

خاک بر چشم همه تیماره ی پندار زن

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها