زاهل امتحان کس در میان نیست

سحاب اصفهانی – غزل شماره 74

زاهل امتحان کس در میان نیست

که بر دست تو تیغ امتحان نیست

جفای او به کام توست از آن دل

به فکر انتقام آسمان نیست

حباب آسا گشودم چشم و دیدم

که چیزی از وجودم در میان نیست

مگر دستار بر رطل گران داد

که شیخ شهر با ما سر گران نیست

چه باکش از هجوم دادخوهان

که اهل شکوه او را بر زبان نیست

گرفت آهم عنانش را که رخشش

ز تک مانده است و دستی بر عنان نیست

سحاب آن را به خون ریزی قرینی

به جز تیغ شه صاحبقران نیست

خدیو بحر و بر فتحعلی شاه

که چرخش جز غبار آستان نیست

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها