
سحاب اصفهانی – غزل شماره 31
سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا
زین داغها که از تو فروزد به تن مرا
خواهم ز دلبران جفاپیشه داد دل
یک چند دل اگر بگذارد به من مرا
ناصح به دست دل بگذار اختیار من
یا وارهان ز دست دل خویشتن مرا
پیمان ز بدگمانی من هر گهی شکست
افزود مهر آن بت پیمان شکن مرا
دستی که باشدم به گریبان چه می کنی
روزی که باشد از تو به جیب کفن مرا
شادم که پا ز انجمنِ این و آن کشید
از بس سحاب دید به هر انجمن مرا