بیا که قصر امل سخت سست بنیادست-همراه با معنی و تفسیر

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست


حافظ-غزل شماره 37

 

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزادست

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب

سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین

نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

تو را ز کنگره ی عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

غم جهان مخور و پند من مبر از یاد

که این لطیفه ی عشقم ز ره روی یادست

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای

که بر من و تو در اختیار نگشادست

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد

که این عجوز عروس هزار دامادست

نشان عهد و وفا نیست در تبسّم گل

بنال بلبل بیدل که جای فریادست

حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ

قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

 


معنی بیت های نخستین

۱. بیا که قصر امل سخت سست بنیادست / بیار باده که بنیاد عمر بر بادست:
بیا که کاخ آرزوها بسیار سست بنیاد است / شراب بیاور چرا که اساس عمر در معرض نابودی است. حافظ در این بیت به ناپایداری دنیا و آرزوهای بشری اشاره می‌کند و نوشیدن شراب را به عنوان راهی برای غلبه بر این ناپایداری پیشنهاد می‌دهد.

۲. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزادست:
من بنده ی همتی هستم که تحت این آسمان کبود / از هر چه وابستگی ایجاد کند رها شده است. شاعر در اینجا از آزادگی روح خود سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که از تمام تعلقات دنیوی رها شده است.

۳. چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب / سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست:
چه بگویم که دیشب در میخانه مست و خراب / فرشته ی عالم غیب چه مژده‌هایی به من داد. حافظ از الهامات غیبی و مکاشفاتی سخن می‌گوید که در حالت مستی به او رسیده است.

۴. که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین / نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست:
که ای بلندنظر، ای شاهبازی که بر سدره نشسته ای / جایگاه تو این گوشه ی پررنج دنیا نیست. در این بیت اشاره به جایگاه واقعی انسان والا دارد که فراتر از این دنیای پررنج است.

معنی بیت های میانی

۵. تو را ز کنگره ی عرش می‌زنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتادست:
از کنگره های عرش برایت صدا می‌زنند / نمی‌دانی که در این دامگاه دنیا چه افتاده ای؟ حافظ در اینجا تضاد بین جایگاه حقیقی انسان و وضعیت او در دنیا را نشان می‌دهد.

۶. نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر / که این حدیث ز پیر طریقتم یادست:
پندی به تو می‌کنم، به خاطر بسپار و عمل کن / که این سخن را از پیر راهم به یاد دارم. شاعر در این بیت به انتقال تجربیات عرفانی خود اشاره می‌کند.

۷. غم جهان مخور و پند من مبر از یاد / که این لطیفه ی عشقم ز ره روی یادست:
غم دنیا را مخور و پند مرا فراموش مکن / که این نکته ی عاشقانه را از راه رستگاری به یاد دارم. حافظ در اینجا بر اهمیت بی‌اعتنایی به دنیا و توجه به عشق تأکید می‌کند.

۸. رضا به داده بده وز جبین گره بگشای / که بر من و تو در اختیار نگشادست:
به داده های خدا راضی باش و از پیشانی گره بگشای / که برای من و تو اختیاری باز نگذاشته اند. این بیت بیانگر مفهوم تسلیم در برابر تقدیر الهی است.

معنی بیت های پایانی

۹. مجو درستی عهد از جهان سست نهاد / که این عجوز عروس هزار دامادست:
وفاداری را از این جهان سست بنیاد مخواه / که این پیرزن هزار داماد داشته است. حافظ در این بیت با تشبیه زیبا، بی‌وفایی دنیا را نشان می‌دهد.

۱۰. نشان عهد و وفا نیست در تبسّم گل / بنال بلبل بیدل که جای فریادست:
در لبخند گل نشانی از عهد و وفا نیست / ای بلبل بی‌دل فریاد کن که جای فریاد است. شاعر در اینجا به ناپایداری زیبایی‌های ظاهری دنیا اشاره می‌کند.

۱۱. حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ / قبول خاطر و لطف سخن خدادادست:
ای کسی که نظم تو سست است، چرا بر حافظ حسد می‌بری؟ / قبول دل و لطف سخن را خدا به او داده است. حافظ در این بیت پایانی به برتری هنر خود که موهبتی الهی است اشاره می‌کند.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها