دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمیارزد

حافظ-غزل شماره 151
دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمیارزد
به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد
به کوی می فروشانش به جامی بر نمیگیرند
زهی سجاده ی تقوا که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاک در نمیارزد
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول غم دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
تو را آن بِه که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادیّ جهانگیری غم لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنییّ دون بگذر
که یک جو منّت دونان دو صد من زر نمیارزد
معنی بیت های نخستین
۱. دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمیارزد / به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد:
حافظ با بیانی گزنده میگوید: حتی یک لحظه زندگی با غم و اندوه، ارزش تمام دنیا را ندارد. سپس با طنز تلخی پیشنهاد میکد: “پیراهن کهنهام را به شراب بفروش، چرا که از این زندگی بیروح بهتر است”. این بیت نشاندهندهی بیاعتباری دنیا در نگاه حافظ است.
۲. به کوی می فروشانش به جامی بر نمیگیرند / زهی سجاده ی تقوا که یک ساغر نمیارزد:
در محله میفروشان، به ازای سجاده تقوا حتی یک جام شراب هم نمیدهند! حافظ در این بیت با کنایهای تند، ریاکاری متظاهران به تقوا را محکوم میکند و نشان میدهد که تقوای ظاهری در نزد عاشقان راستین ارزشی ندارد.
۳. رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب / چه افتاد این سر ما را که خاک در نمیارزد:
رقیب با سرزنش میگوید از این راه (عشق) روی برگردان. حافظ با تعجب پاسخ میدهد: “چه بلایی بر سر ما آمده که حتی ارزش خاکِ پای معشوق را هم ندارد؟” این بیان، شدت عشق و فروتنی شاعر را نشان میدهد.
۴. شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است / کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمیارزد:
تاج پادشاهی با همه شکوهش، چون همراه با ترس از جان است، ارزش از دست دادن سر (آزادی) را ندارد. حافظ در این بیت، قدرت و ثروت دنیوی را در برابر آزادی روح، بیارزش میشمرد.
معنی بیت های پایانی
۵. چه آسان مینمود اول غم دریا به بوی سود / غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد:
در ابتدا غم عشق مانند دریایی آرام به نظر میرسید، اما اکنون فهمیدهام که این طوفان سهمگین، حتی به صدها گوهر هم نمیارزد. این بیت نشاندهندهی شناخت عمیق شاعر از سختیهای راه عشق است.
۶. تو را آن بِه که روی خود ز مشتاقان بپوشانی / که شادیّ جهانگیری غم لشکر نمیارزد:
حافظ به معشوق توصیه میکند: “برای تو بهتر است که روی از مشتاقان بپوشانی، چرا که حتی شادی حکومت بر جهان هم ارزش تحمل غم عاشقان را ندارد.” این بیت اهمیت عشق را بر تمام قدرتهای دنیوی ترجیح میدهد.
۷. چو حافظ در قناعت کوش و از دنییّ دون بگذر / که یک جو منّت دونان دو صد من زر نمیارزد:
حافظ در پایان با پندی حکیمانه میگوید: “همانند من به قناعت گرای و از دنیای پست بگذر، چرا که حتی یک جو منتِ افراد پست، ارزش دو صد من طلا را ندارد.” این بیت بر عزت نفس و بیاعتباری دنیای مادی تأکید میکند.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.