اشعار جهان ملک خاتون

اشعار جهان ملک خاتون

اشعار جهان ملک خاتون

 

شعر نخست :

 

یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم

همه دم با غم و شادی همه همدم بودیم

نیش زنبورصفت بر دل هر کس نزدیم

به وفا عهد سپر کرده و محکم بودیم

به زکات و صدقات و به بناهای بزرگ

شکر معبود که مشهور به عالم بودیم

سال ها در چمن ذوق به بستان طرب

همچو گل خنده زنان خوش دل و خرم بودیم

با همه خلق جهان خلق و تواضع کردیم

چون صبا با همه کس یک دل و محرم بودیم

تا که خورشید صفت بر همه کس تافته ایم

در سر مهر جهان دافع شبنم بودیم

 


شعر دوم :

 

در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم

از سر بگذشتیم و به سامان نرسیدیم

جان کرده فداییم به راه غم عشقش

دل برد به دستان و به جانان نرسیدیم

در ظلمت هجران به لب آمد دل تنگم

فریاد که در شمع شبستان نرسیدیم

دیدیم جهان و را و بگشتیم سراپای

در سایه ات ای سرو خرامان نرسیدیم

گل رفت دریغا که نکردیم گل افشان

در وقت گل سرخ به بستان نرسیدیم

از گلشن وصل رخت ای دیده نصیبم

خار است از آن رو به گلستان نرسیدیم

خار است به جای گل و زاغ است قرینش

بلبل ز چمن رفت و به دستان نرسیدیم

فریاد رسم پیشتر از آنکه دریغا

گویی که به فریاد ضعیفان نرسیدیم


شعر سوم :

 

ای روی تو صبح و زلف تو شام

ای هجر تو سنگ و جان ما جام

بازآ که ز تلخی فراقت

نه صبر بماندم و نه آرام

از جسم ملول گشته ارواح

وز روح به جان رسیده اجسام

هر شب دهدم غم تو جامی

از زهر فراق کاین بیاشام

گشتیم به جستجوی وصلت

در هر طرفی سنین و اعوام

شیرینی شربت وصالت

چون می نرسد به کام ناکام


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی

 


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،اثری از آثار،اشعاری از دیوان،جهان ملك خاتون.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها