
سعدی-بوستان-باب اول در عدل و تدبیر و رای
شماره 44
جهان ای پسر مُلک جاوید نیست
ز دنیا وفاداری امید نیست
نه بر باد رفتی سحرگاه و شام
سریر سلیمان علیهالسلام
به آخر ندیدی که بر باد رفت
خنک آن که با دانش و داد رفت
کسی زین میان گوی دولت ربود
که در بند آسایش خلق بود
به کار آمد آنها که برداشتند
نه گرد آوریدند و بگذاشتند