
اقبال لاهوری
زبور عجم
شماره 69
چو موج مست خودی باش و سر به طوفان کش
تو را که گفت که بنشین و پا به دامان کش
به قصد صید پلنگ از چمن سرا برخیز
به کوه رخت گشا خیمه در بیابان کش
به مهر و ماه کمند گلو فشار انداز
ستاره را ز فلک گیر و در گریبان کش
گرفتم اینکه شراب خودی بسی تلخ است
به درد خویش نگر زهر ما به درمان کش