جانم درآویخت با روزگاران

اقبال لاهوری

زبور عجم

شماره 50

جانم درآویخت با روزگاران

جوی است نالان در کوهساران

پیدا ستیزد پنهان ستیزد

ناپایداری با پایداران

این کوه و صحرا این دشت و دریا

نی رازداران نی غمگساران

بیگانه ی شوق بیگانه ی شوق

این جویباران این آبشاران

فریاد بی سوز فریاد بی سوز

بانگ هزاران در شاخساران

داغی که سوزد در سینه ی من

آن داغ کم سوخت در لاله زاران

محفل ندارد ساقی ندارد

تلخی که سازد با بی قراران

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها