
شعر نخست :
شب را روی سرت بگذار
و مراکه افقم را عوض کرده ام
افقم را مثل خونم عوض کرده ام
توی خودم پیچیده ام
با پی نوشت خود
رگ می زنم
آرام
زیر مرگ می زنم
من به انفجار شبیه ترم
آرام تر از ترس
که زیر دندانم می لرزد
حواسم را پرت کرده ام
روی پدال های زیر پام
تابلو های بی احتیاط به عصب هام پیام داده اند
درد در هوای آلوده عادی تر است
یکی مرا ادامه دهد
می روم به گل هام آب بدهم
مرگ در هوای آلوده عادی تر است.
شعر دوم :
مثل آنها که در تاریکی به اجزای فیل دست کشیدند
برای بچه تعریف کنید :
صدای موذن زاده ی اردبیلی
بغل دستی ام
آن یکی
خواب اجباری
سربازی ام
بچه خوشحال از من پیدا شده
می رود بر اینترنت تعریفی صد در صد درست
فیل روی صفحه درست
هر کس موافق است دستی درست کند .
می رود بالا
کلاس روی تخته درست ، قد بکشد.
شعر سوم :
کبریت بکش
نبودنت در من
در اتاق مستطیلم ته نشین شد
لبهایت برایم قد کشید
کلمات بریده برایم قد کشید .
کبریت بکش
برای مشتهای سرد من
درازتر از پاهام دویدهام .
کبریت بکش
برای خیابانی که قرار نیست
در آن چند دقیقه توقف کنی
من برای تمام کلماتی که قیام کردهاند
سوختهام .
واژگان کلیدی:اشعار منیره پرورش،نمونه شعر منیره پرورش،شاعر منیره پرورش،شعرهای منیره پرورش،شعری از منیره پرورش،یک شعر از منیره پرورش،شعر نو منیره پرورش،منيره پرورش.





