
شعر نخست :
او پرنده بود
اگر هم نبوده باشد
صبحگاهی او را شبانان
در آغوش روحی به رنگ باد
در مقابل آب دیده بودند
با شالی به کمر
و مریدان بسیار
که کمر بسته ی درختان امرود
دامنه ی دامنش بودند
از او دانش بسیاری داشتند .
شعر دوم :
شامگاهان
یا به هنگام شام کنیزان
خودم را
از صخره ای پرتاب می شوم
و صبح خودم را
در رختخواب می یابم.
چه سرنوشت غم انگیزی است !
واژگان کلیدی: اشعار علی الفتی،نمونه شعر علی الفتی،شاعر علی الفتی،شعرهای علی الفتی،شعری از علی الفتی،یک شعر ازعلی الفتی،شعر نو علی الفتی،علی الفتی شاعر کرد زبان استان کرمانشاه،شاعر شهر سرپل ذهاب،علي الفتي.





