
شعر نخست:
در وفات حضرت زینب کبری(س)
اینک دوباره کرب و بلا ، زینب است این
توفان نگار خون خدا ، زینب است این
استاده بر چکاد حماسه ، چکاد زخم
قامت کشیده تا به خدا ، زینب است این
می آید از اسارت شب ، سربلند و سبز
بانوی نور و آینه ها ، زینب است این
سازش نمی کند به خدا ، با سکوت شب
فریاد زخم خورده ی لا ، زینب است این
بانوی صبر ، خواهر غم ، مادر امید
آیینه دار خوف و رجا ، زینب است این
صَبرأ عَلی بَلائِک و یا رَبُّکَ العَظیم
گلبو لبش ز یاس دعا ، زینب است این
چشمش ندیده منظره ای غیر نقش دوست
در قاب سرخ کرب و بلا ، زینب است این
من عاجزم ز وصف کرامات نور او
نورست و نور ، صَلَّ عَلی … زینب است این
شعر دوم:
به مناسبت شهادت امام هادی(ع)
می خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت
یك سوره رحمت بخوانم ، از مُصحف روی ماهت
می خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت
احرام عرفان ببندم ، با زائران نگاهت
می خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببینم
ای كهكشان هدایت ! در پرتو مهر و ماهت
پشت دلم را شکسته ، تشریف داغ غیورت
چشم یتیمم نشسته ، در كوچه ی غم به راهت
ای عصمت سبز و روشن ! تزویر شب پرپرت كرد
آیینهها را سرودی، این است تنها گناهت
لرزید اركان هستی ، وقت نزول غم تو
ترسم بگیرد جهان را ، یك روز طوفان آهت
ای هادی نسل آدم ، ای وارث اسم اعظم !
منظور هستی تو هستی ، آیات قرآن گواهت
«هل من…» بگو تا به عشقت ، لبیك غیرت بگویم
مولای من ! كو حسینت ؟ كو كربلا و سپاهت ؟
من عاشقی بی پناهم ، شبگرد گم كرده راهم
مِهر دَهُم، هادی عشق ! كو آفتاب پناهت ؟
با لهجه ی شرقی غم، امشب تو را گریه كردم
مولای من ! این « غزل ـ غم » تقدیم داغ نگاهت
شعر سوم:
در تبریک،شادباش و تهنیت میلاد امام علی(ع)
ای علی، ای ارتفاعت تا خدا
بی نهایت ، بی کران ، بیانتها
ای علی،ای همسر بانوی آب
جلوه ی حق ، اسم اعظم ، نور ناب
ای علی،ای خوب ، ای تنهاترین
ای ملائک با نگاهت همنشین
ای علی،ای آفتاب حق سرشت
ای قسیم روشنیهای بهشت
ای فراتر از تصور ، از خیال
بحر عرفان ، آفتاب بی زوال
ای تو خورشید نهان در زیر ابر
کوه علم و کوه حلم و کوه صبر
چون تو مردی نیست در این روزگار
هیچ تیغی نیز ، همچون ذوالفقار
جان ما را کن ز عشقت منجلی
ای فدایت جان عالم ، یا علی
شعر چهارم:
در میلاد حضرت امام محمد تقی(ع)
روز میلاد گل است و باغ شاد
عاشقان ! میلاد گل تبریک باد
خنده زد مهر نهم در آسمان
صبح صادق را به هستی مژده داد
کیست او ؟ ماه مدینه ، مهر عشق
آسمان جود ، رحمت را چکاد
کیست او ؟ پایان فصل تشنگی
روح باران ، عصمتی دریا نژاد
کیست او ؟ پیغمبر صبح ظهور
خصم شب ، بنیانگذار عدل و داد
کیست او ؟ سرفصل وحدت ، همدلی
قاری توحید، روح اتحاد
فصل وصل آمد ، بشارت عاشقان !
« عشق ، شوری در نهاد ما نهاد »
بوی عود و عید می آید ، بخند
خنده زد بر عالم هستی « جواد »
تا چو گل از این بشارت بشکفی
این « غزل – لبخند » ، تقدیم تو باد
سه رباعی عاشورایی:
ای مرثیه خوان! زبان عاشورا باش
هم قبلهی کاروان عاشورا باش
با لهجهی سرخ عشق، همچون زینب
بر خیز و حماسه خوان عاشورا باش
*****
ای مرثیه خوان! روح تو نورانی نیست
آیینه در این روضه که میخوانی نیست
بر روی حماسه میزنی سیلی تو
با دست خرافه، این مسلمانی نیست!
*****
ای مرثیه خوان! نگاه تو زیبا نیست
چون روح تو، از تبار عاشورا نیست
گفتی سبب قیام دریا، آب است!
این روضه، شناسنامه دریا نیست
واژگان کلیدی: اشعار رضا اسماعیلی،شاعر رضا اسماعیلی،نمونه شعر رضا اسماعیلی،شعرهای رضا اسماعیلی،شعری از رضا اسماعیلی،یک شعر از رضا اسماعیلی،شعر سنتی رضا اسماعیلی،اشعار دینی و مذهبی رضا اسماعیلی،غزل رضا اسماعیلی،غزلیات رضا اسماعیلی،غزل های رضا اسماعیلی،غزلی از رضا اسماعیلی،اشعاری در مدح ائمه اطهار علیهم السلام،شعری برای تولد امامان معصوم ع.





