اصفهان، مصر بود و شد کوفه

آذر بیگدلی – قطعه شماره 61

اصفهان، مصر بود و شد کوفه

ای که سر خیل کنیه ورزانی

کس به ظلمت رضا نه، گر نبود

مادرش زانیه، پدر زانی

بر سر خلق، دل نلرزیدت

دلشان گوی کز چه لرزانی؟

دادی ایمان بهای نان، جان نیز

من دهم زر، که بی‌خبر زانی

پاره ی نان خوریم هر دو، ولی

به گرانی تو، من به ارزانی

به من آن پاره نان گوارا باد

به تو این حرص و آز ارزانی

داشتم ز اهل آن دیار شگفت

خواند دهقان پیر برزانی

زاد مردی نزاده مادر دهر

گویی این پیرزن، پسر زا، نی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها