المنة لله، که سراسر همه ایران

آذر بیگدلی – قطعه شماره 27

تاریخ زفاف ابوالفتح خان زند

المنة لله، که سراسر همه ایران

شد غیرت روضات جنان، رشک فرادیس

از عدل خداوند ظفرمند عدو بند

کز همت او رسم کرم یافته تأسیس

خاقان، فلک گاه، ملک جاه، که عیسی

سلطان کریم اسم کرم رسم، که ادریس

در سطح فلک، گشته دعاگوش به تسبیح

با خیل ملک، گشته ثناجوش به تقدیس

کز منظر او کور بود چشم بداندیش

وز کشور او، دور بود لشکر ابلیس

رمال قضا، از اثر کوکب بختش

چون نصره و لحیان نگر و علقه و انکیس

در کعبه، ز عدلش بود آسایش حجاج

در دیر، ز لطفش بود آرامش قسیس

از یاوریش، باز دهد دانه ی عصفور

وز داوریش، شیر بود دایه ی جامیس

هم زابلیانش چو برد حمله، قدم بوس

هم برمکیانش، چو کشد سفره، قدح لیس

هم خانه به دوش، از غضبش، خسرو کابل

هم حلقه به گوش، از ادبش، والی تفلیس

در نوبت شاهیش، ز ایران به ولایات

غیر از خبر فتح نبردند جواسیس

چون تیر خدنگ است، ازو پشت ولی راست

چون پشت پلنگ است، ازو روی عدو پیس

فرزند جوانبخش، ابوالفتح بهادر

کز صولتش ابلیس کند توبه ز تلبیس

آن زاده ی جمشید، که در خرگه اقبال

آن سایه ی خورشید، که در حلقه ی تدریس

هم مهر علم داشت به فرقش، که تو بشتاب

هم تیر قلم داد به دستش، که تو بنویس

بر خاک فتد، از علمش خنجر بهرام

بر باد رود از قلمش، دفتر برجیس

بودش، هوس خطبه ی محجوبه ی عفت

میخواست سلیمان که شود همسر بلقیس

آراست یکی حجله، چو عشرتگه کاووس

کآنجا چو گل تازه کشد مهد فرنگیس

آن روز که میدید به مه مهر به تثلیث

ناهید نظر داشت به برجیس به تسدیس

آن وقت که با زهره قمر بود مقارن

زان سان که به رامین ز وفا رام شود ویس

مانند دو گوهر، به یکی رشته کشیدند

در مجلس عقد آمده چون هرمس و والیس

ناسفته دری، از صدف بحر معالی

نشکفته گلی، از چمن اهل نوامیس

دید و شد از آن مرسله پیدا گه تزویج

چید و شد از آن لخلخه فرما شب تعریس

از نغمه ی نی، نای غوانی، چو عنادل

وز نشأه نی، روی سواقی چو طواویس

فارغ ز غم، آسوده ز فقر آمده مردم

کرده همه لبریز ز می کاس و ز زر کیس

می ریخته در ساغر زر، پیر خشن پوش

آویخته در رشته گهر، زال رسن ریس

هر کس به نثاری شده نازان به خود، آذر

کز مرتبه نازند به او اهل نوامیس

چون دید روا نیست نثاری نفرستد

این قطعه که آراست به ترصیع و به تجنیس

با نقد دعا کرد روان چامه ی تاریخ

شد جای سلیمان، به سراپرده ی بلقیس

(1185 ه.ق)

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها