به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش

آذر بیگدلی – غزل شماره 112

به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش

که از غیرت دهم جان بشنوم از غیر چون نامش

خدا را ای رقیب امشب ز افسونی که می‌دانی

بگو شاید بخوانم تا کنم با خویشتن رامش

من از شوق گرفتاری گشودم بال و پر همدم

تو پنداری که می‌خواهی رهایی یابم از دامش

ره عشقی که من در پیش دارم نیست پایانش

که گمگشته است در هر گام خضری در بیابانش

به گردن گیرم از وی روز محشر خون خلقی را

که ترسم دست غیری آشنا گردد به دامانش

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها