
زیبایی به چهرهی ما برنمیگردد
تمام نمیشود، تکرار میشود
خورشید را هر روز
زودتر از دیگران دیدار میکنیم
و ماه هر شب
چراغ خوابهای دونفره مان
پس زیبایی حقیقت دارد حقیقت
اما زشتیها
و روبان سیاه حاشیهی عکسها
ما را به جادهای میبرد
که خالی میپیچد سمت گورستان
هر چند وانمود ميکنیم زندهایم
حالا هر چه با زیباییات
کلاه سر خورشید و ماه بگذاری
زشتیها را در تابوت پنهان میکنی
حقیقت دارد
در تاریکی، زشتی و زیبایی یکسان است .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،شاعر کرد،شاعر کرمانشاه،شعر کرمانشاه،شاعر کرمانشاهی،فرياد شيري.





