شعری از فریاد شیری

زیبایی به چهره‌ی ما برنمی‌گردد

تمام نمی‌شود، تکرار می‌شود

خورشید را هر روز

زودتر از دیگران دیدار می‌کنیم

و ماه هر شب

چراغ خواب‌های دونفره مان

پس زیبایی حقیقت دارد حقیقت

اما زشتی‌ها

و روبان سیاه حاشیه‌ی عکس‌ها

ما را به جاده‌ای می‌برد

که خالی می‌پیچد سمت گورستان

هر چند وانمود مي‌کنیم زنده‌ایم

حالا هر چه با زیبایی‌ات

کلاه سر خورشید و ماه بگذاری

زشتی‌ها را در تابوت پنهان می‌کنی

حقیقت دارد

در تاریکی، زشتی و زیبایی یکسان است .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،شاعر کرد،شاعر کرمانشاه،شعر کرمانشاه،شاعر کرمانشاهی،فرياد شيري.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها