ورود-ثبت نام

بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم

رهی معیری – غزلیات

شماره 91

بهشت آرزو

بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم

در سرای دل، بهشت آرزویی یافتم

عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار

تا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم

خاطر از آیینه ی صبح است روشن تر مرا

این صفا از صحبت پاکیزه رویی یافتم

گرمی شمع شب افروز آفت پروانه شد

سوخت جانم تا حریف گرم خویی یافتم

بی تلاش من غم عشق توام در دل نشست

گنج را در زیر پا بی جستجویی یافتم

های های گریه در پای توام آمد به یاد

هر کجا شاخ گلی بر طرف جویی یافتم

تلخکامی بین که در میخانه ی دلدادگی

بود پر خون جگر، هر جا سبویی یافتم

چون صبا در زیر زلفش هر کجا کردم گذار

یک جهان دل، بسته بر هر تار مویی یافتم

ننگ رسوایی رهی نامم بلند آوازه کرد

خاک راه عشق گشتم، آبرویی یافتم

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها