هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم

رهی معیری – غزلیات

شماره 113

چشمه ی نور ( 1 )

هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم

رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم

خاریم و طربناک تر از باد بهاریم

خاکیم و دلاویزتر از بوی عبیریم

از ساغر خونین شفق باده ننوشیم

وز سفره ی رنگین فلک لقمه نگیریم

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند

آیینه ی صبحیم و غباری نپذیریم

ما چشمه ی نوریم، بتابیم و بخندیم

ما زنده ی عشقیم، نمردیم و نمیریم

هم صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه

روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم

از شوق تو بی تاب تر از باد صباییم

بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم

آن کیست که مدهوش غزل های رهی نیست؟

جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم !


واژگان دشوار : 1- در برخی چاپ های دیگر از دیوان رهی معیری ، این شعر دارای یک بیت اضافه است که به عنوان بیت سوم این شعر شناخته می شود.آن بیت چنین است :

از نعره ی مستانه ی ما چرخ پر آواست

جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها