از کجا آمده ای می دانی
از میان حرم سلطانی
یاد کن هیچ به یادت ناید
آن مقامات خوش روحانی
چو فراموش شدستت آن ها
لاجرم خیره و سرگردانی
جان فروشی به یکی بستر خاک
این چه بیع است بدین ارزانی
طلب تو ز فلک آمده اند
خوبرویان خوش نورانی
بهل این گفت و بدیشان بنگر
تا برندت به مقام جانی
لیک اگر واقف اسرار شوی
صد از ایشان بجوی نستانی
بازده خاک و بدان قیمت خود
نه غلامی ملکی سلطانی
چنگ در دامن شمس الدین زن
زو طلب رهبری و ره دانی