قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / زهی خمخانه و ساقی زهی می

زهی خمخانه و ساقی زهی می

به این پست امتیاز بدهید

زهی خمخانه و ساقی زهی می

زهی پیمانه و رطل پیاپی

شرابی می خورد جانم ز جامی

که هر دم می کند صد مرده را حی

چه عشق است این چه دردست این چه سوز است

چه سوز است این که می سوزد رگ و پی

چه شاه ست اینچنین مهمان رسیده

چه ماه ست اینچنین تابنده هی هی

سماعی می رود در مجلس ما

که ذوقش می کند هفت آسمان طی

شراب و شاهد و شمع ست و مجلس

نوای ارغنون و ناله نی

در میخانه باقی گشادیم

صلا در ده ایا ساقی مگو کی

درین دریای توحیدش شدم گم

نه بی وی می توان بودن نه با وی

چو مولانا به رقص آید ز مستی

به رقص آیند موجودات با وی

نه مولاناست این بحر در افشان

حقیقت شمس تبریزی ست با وی

 

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code