به صورت گر چه تو از ما جدایی
به معنی گر خدای عین مایی
برون چون نیستی یکدم ز خانه
نباشم منتظر کز در درآیی
تو ما را بر زمین باغی و جویی
تو ما را ماه و خورشید سمایی
تو ما را هم فراقی هم وصالی
تو ما را هم جفایی هم وفایی
تو ما را هم جحیمی هم نعیمی
تو ما را هم جراحت هم دوایی
هر آن نقشی که تو در پیش آری
شناسم من تو را در هر چه آیی
به هر تلبیس کایی پیش خلقان
بر آن کس که بپوشد که در آیی
چگونه جان نداند جان جان را
که چشم است او و جان روشنایی
دلا می گوی در عشقش غزلها
چنانکه گفت عطار و سنایی