ای در طلب راحت ابدان افندی

ای در طلب راحت ابدان افندی

عرش ست تفرج گه ایوان افندی

در معرفتش عقل کجا پی برد آری

بیناست به حق دیده عرفان افندی

مرغی ست که سیران وی از عالم بالاست

در تحت توقف نکند جان افندی

خورشید که هر روز ز مشرق بنماید

یک ذره بود در ره برهان افندی

گفتیم که خورشید که در مشرق جود است

نوری که برافروخت در ایوان افندی

صد گونه بروید ز گل و لاله و ریحان

از حضرت یزدان به گلستان افندی

خاموش که شمس الحق تبریز برافروخت

در خلوت دل شمع شبستان افندی

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها