قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از مجتبی صادقی

غزلی از مجتبی صادقی

 

آتش نشان خانه من بود بعد تو

این اولین نشانه من بود بعد تو

گیسو شلال من که در آیینه گم شدی

یاد تو تازیانه من بود بعد تو

باران شد و بهاری خود را بهانه کرد

ابری که وقف شانه من بود بعد تو

این گریه های ناز،بلور شکستنی

تکرار جاودانه من بود بعد تو

در کوچه های شب زده اواز “شد خزان …”

آهنگ غمگنانه من بود بعد تو

پرواز در هوای دل آسمانیت

شوق کبوترانه من بود بعد تو

آه ای همیشه های پرنده که رفته ای

اندوه آشیانه من بود بعد تو

گریه امان نداد که دیگر بخوانمت

این آخرین ترانه من بود بعد تو


واژگان کلیدی: اشعار مجتبی صادقی،نمونه شعر مجتبی صادقی،شاعر مجتبی صادقی،شعرهای مجتبی صادقی،شعری از مجتبی صادقی،یک شعر از مجتبی صادقی،شعر سنتی مجتبی صادقی،یک غزل از مجتبی صادقی،غزلیات مجتبی صادقی،غزل های مجتبی صادقی،غزلی از مجتبی صادقی،شاعر جوان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code