
بعد او دنیای مرجان ها گل و بلبل نبود
خار سرور شد٬ در آن خانه خبر از گل نبود
بعد کوچش،قهوه خانه رونقی دیگر نداشت
رفت نقال و سماور نیز در قل قل نبود
در دل میخانه ها هر شب نشست و گریه کرد
بین جمع مست ها فهمید عقل کل نبود
پیش روی او بهشت و میوه ی ممنوعه اش
پشت سر چیزی به جز ویرانه ی یک پل نبود
جمله ی طوطی پس از او قلب مرجان را ربود
حیف ٬ دیگر عاشقی با نام داش آکل نبود
واژگان کلیدی:اشعار نیلوفر بختیاری،نمونه شعر نیلوفر بختیاری،شاعر نیلوفر بختیاری،شعرهای نیلوفر بختیاری،شعری از نیلوفر بختیاری،یک شعر از نیلوفر بختیاری،غزل غزلیات غزل های غزلی از نیلوفر بختیاری،نيلوفر بختياري.





