غزلی از آرزو بان پرور

غزلی از آرزو بان پرور
5 (100%) 1 vote

 

آغوش وا کن تا در آغوشت بمیرم

گیسو پریشان کرده بر دوشت بمیرم

در پیچ پیچ پیکرت من را بپیچان

کز پچ پچ یک آه در گوشت بمیرم

لب وا کن از هم  صف صف درّ و صدف را

تا مست مست و نوش در نوشت  بمیرم

گهوارگی کن پیکرم را تا در این رقص

با تن تن لالای خاموشت  بمیرم

شرجی ترین  پیراهنی بی دکمه تن کُن

تا بوسه باران زیر تن پوشت بمیرم

سهم من از دنیا و تو این شوکران است

تا مست و لب بر لب در آغوشت بمیرم


واژگان کلیدی : اشعار آرزو بان پرور،نمونه شعر آرزو بان پرور،شاعر آرزو بان پرور،شعرهای آرزو بان پرور،شعری از آرزو بان پرور،یک شعر از آرزو بان پرور،غزل آرزو بان پرور،غزلیات آرزو بان پرور،غزل های آرزو بان پرور،غزلی از آرزو بان پرور

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0