قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار عاطفه رنگ آمیز طوسی

اشعار عاطفه رنگ آمیز طوسی

شعر نخست :

 

چرا قطاري كه به شدت از روبه رو مي‌ آيد

بيرون نمي زند از ريل ؟

چرا هواپيمايي كه به كندي از ميانه ي آسمان مي گذرد

نمي افتد ؟

چرا دزدي كه كيفم را زد

اين چاقو را

تنها به نشانه ي تهديد در پهلويم فرو كرد ؟

چرا مرگ

شكل هاي متعارفش را ترك نمي كند ؟

تا مرده ي گنجشكي قادر باشد

مرا از پا بيندازد

وقتي چيزي از فصل جفت گيري نمانده است

و آوازت

از لانه اي دورتر مي آيد .

 


شعر دوم :

 

اگر يك خانه داشتم

اگر يك خانه ي بزرگ داشتم

اگر يك خانه ي خيلي بزرگ داشتم

حاج عمو را با نوه هايش دعوت مي كردم

مي گذاشتم دخترها بخندند توي ايوان

سر به سر گنجشك ها بگذارند

و توت بچينند از درخت براي مادرم

كه در چادر رنگي  گل ريز

جوان ديده مي شود و قبراق .

اگر يك خانه داشتم

اگر يك خانه ي بزرگ داشتم

اگر يك خانه ي خيلي بزرگ داشتم

به آشيخ علي مي گفتم بيايد

روضه ي امام حسن بخواند براي زن ها

خودم سيني چاي دور مي گرداندم

كفش ها را جفت مي كردم

و نمي گفتم !

به هيچ كس نمي گفتم

پول اين خانه را از كجا جور كردي برايم

حالا ولي در اتوبوس خواب مي بينم

گير افتاده ام توي انباريِ تاريك

حلزوني انگشتم را لزج مي كند

و با خانه اش دور مي شود

از زندگي ام .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،عاطفه رنگ آميز طوسي.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code