جگر پاره اگر مایدۀ خوانم شد

صائب تبریزی- غزل شماره 3427

جگر پاره اگر مایدۀ خوانم شد

چشم شور فلک سفله نمکدانم شد

تنگدل داشت پریشانی پرواز مرا

غنچه گشتم، قفس تنگ گلستانم شد

دست شستم ز جهان، آب حیاتم گردید

پا نهادم به هوا، تخت سلیمانم شد

تا درین عالم پرشور نظر کردم باز

تختۀ مشق دو صد خواب پریشانم شد

خامشی از سگ گیرنده کمینگاه بلاست

نیستم ایمن اگر نفس به فرمانم شد

از خودی بود به من دامن صحرا زندان

رفتم از خویش برون، شهر بیابانم شد

رود نیلم به مکافات عزیزی بخشید

چهره نیلی اگر از سیلی اخوانم شد

کرد از تهمت اگر مصر غبار آلودم

دامن پاک، کلید درِ زندانم شد

صائب از خامۀ من سنبل تر می ریزد

تا دل آشفتۀ آن زلف پریشانم شد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها