خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است

صائب تبریزی- غزل شماره 1552

خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است

خس و خاری است که از موج به ساحل مانده است

اثری کز من بی نام و نشان هست و بجاست

گل خونی است که بر دامن قاتل مانده است

نیست یک دل که در او گوهر انصاف بود

صدفی چند درین دامن ساحل مانده است

منزل دور به غیرت فکند رهرو را

دل ز نزدیکی راه است که کاهل مانده است

خشک مغزان گهر از بحر به ساحل بردند

کشتی ماست که در دامن ساحل مانده است

چیست خشت و گل فانی که بر آن تکیه کنند

اثر آن است که از مردم کامل مانده است

رسته گشتند ز زندان جهان یک جهتان

مهرۀ ماست که در ششدر باطل مانده است

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها