شعری از عباس باقری

 

می آیی ای دلاورم اما سرت کجاست؟

آن دست های گمشده در سنگرت کجاست؟

در شعله بار صاعقه ای باغ لاله خیز

آن رنگ و بوی و روی گل پرپرت کجاست؟

سربند ” یاحسین ” تو کانروز گرمجوش

با دست خویش بست به سر مادرت کجاست؟

آن ساق پای خسته که چون ساقه های عرش

افتاده بود از کف ” مین ” در برت کجاست؟

چشمی که بوسه گاه پدر بود و همچو شهر

در خاکریز،معرکه ی سنگرت کجاست؟

می آیی و دوباره  تن،اهدا به کربلاست

آن پاره های دیگری از پیکرت کجاست؟

چون سرو ایستاده به سنگر شدی کنون

ای استخوان سوخته،خاکسترت کجاست؟


واژگان کلیدی: اشعار عباس باقری،نمونه شعر عباس باقری،شاعر عباس باقری،شعرهای عباس باقری،شعری از عباس باقری،یک شعر از عباس باقری،غزل عباس باقری،غزلیات عباس باقری،غزل های عباس باقری،غزلی از عباس باقری،شاعر سیستانی،شاعر استان سیستان و بلوچستان،شاعر زابل،شعر شاعر زابلی،شعر با موضوع دفاع مقدس،شعر جنگ تحمیلی،شعر درباره شهیدان.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها