شعری از الوین پانگ،شاعر سنگاپوری

 

حالا کوری را می‌شناسم

فقط آینه‌ ی دیدن است

در ظلمات

آن‌جا که همه‌چیز بی‌نیاز از حواشی‌ است

وضوح لمس‌ کفایت می‌کند

و ترس،نام دیگر‌ اعتمادی‌ است مکتوم

حالا می‌دانم که استغنای دل،پشتواره‌ی مایی است

که به معرفت عالمی ناگزیر رسیده‌ایم

و جان تنها یک واژه‌ است

تا آن‌‌دم که رنج بردن نیاموخته است

آن‌چه نمی‌دانستم این بود

که عشق چگونه زندگی می‌یابد

و شیشه بی‌آنکه پاسخی با خود بیاورد

در تاریکی متلاشی می‌شود

این‌که چگونه تو به جهان من رخنه می‌کنی

و شکل اشیا را نشانم می‌دهی

شکل تمامی اشیا را


واژگان کلیدی:اشعار الوین پانگ،نمونه شعر الوین پانگ،شاعر الوین پانگ،شعرهای الوین پانگ،شعری از الوین پانگ،یک شعر از الوین پانگ،شعرهای ترجمه شده به فارسی الوین پانگ،سروده های برگردان به پارسی الوین پانگ،الوين پانگ،شاعر سنگاپوری،شاعر کشور سنگاپور.

alvin pang،poems،quotes

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها