
شاطر عباس صبوحی قمی
غزل شماره 18
ترک من چون حلقه ی مشکین کاکل بشکند
لاله را دلخون کند ، بازار سنبل بشکند
ور خرامان سرو گلنارش کند میل چمن
سرو را از پا در اندازد ، دل گل بشکند
تا هلال ابروی جانان ز چشمم دور شد
اندر این ره سیلها باشد که صد پل بشکند
چون نسیم صبحگاهی پرده ی گل بردرد
خار غم اندر دل مجروح بلبل بشکند
ای صبوحی سرّ و حدت را ز دست خود مده
تا خیال زهد و تقوا را توکل بشکند