
سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه
شماره 1
ای شور ای قدیم
صبح
شوری ابعاد عید
ذایقه را سایه کرد
عکس من افتاد در مساحت تقویم
در خم آن کودکانه های مورب
روی سرازیری فراغت یک عید
داد زدم:
به ! چه هوایی !
در ریه هایم وضوح بال تمام پرنده های جهان بود
آن روز
آب چه تر بود
باد به شکل لجاجت متواری بود
من همه ی مشق های هندسی ام را
روی زمین چیده بودم
آن روز چند مثلث در آب غرق شدند
من گیج شدم
جست زدم روی کوه نقشه ی جغرافی:
آی هلیکوپتر نجات !
حیف:
طرح دهان در عبور باد به هم ریخت
ای وزش شور، ای شدیدترین شکل
سایه ی رلیوان آب را
تا عطش این صداقت متلاشی
راهنمایی کن