غزلی از زهرا توکلی

غزلی از زهرا توکلی
به این پست امتیاز بدهید

دنیا برای وسعت بال تو تنگ بود

هر چند آرزوی پریدن قشنگ بود

گفتی که آسمان و زمین سخت کوچک است

ای کاش آسمان بهشتم به چنگ بود

من پای درس عشق تو بی تاب می شدم

آن وقت ها که مشق شبت با فشنگ بود

در بزم عاشقانه ی آن روزهای سبز

هر چیز غیر شهد شهادت،شرنگ بود

چیزی که رنگ و  روی تو را آفتاب کرد

یک آسمان نیایش بی ریب و رنگ بود

تنها گواه نیمه شبان تغزلت

محراب سنگر تو و چشم تفنگ بود

آن کیمیا که جسم تو را گنج خاک کرد

اکسیر آسمانی ایام جنگ بود


 واژگان کلیدی: اشعار زهرا توکلی،نمونه شعر زهرا توکلی،شاعر زهرا توکلی،شعرهای زهرا توکلی،شعری از زهرا توکلی،یک شعر از زهرا توکلی،غزل زهرا توکلی،غزلیات زهرا توکلی،غزل های زهرا توکلی،غزلی از زهرا توکلی،شعر دفاع مقدس،شعر با موضوع شهادت.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0