قالب وردپرس افزونه وردپرس

شعری از رضا حدادیان

تقدیم به شهید حسین فهمیده

 

نوجوانی جبهه ها را درک کرد

بازی پس کوچه ها را ترک کرد

رفت تا خط مقدم تا خدا

رفت تا معنا کند آیینه را

صورتش را با چفیه بسته بود

عزم او انگیزه ای پیوسته بود

مادر پیرش پر از دلواپسی

پشت پایش نور می ریزد بسی

دست حق پشت و پناهت ای پسر

دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر

آن بسیجی نبض فردا را گرفت

نبض فردایی فریبا را گرفت

رفت تا در جبهه ها زیبا شود

نیمه گم گشته اش پیدا شود

خاک ایران را حمایت می نمود

خونفشانی را روایت می نمود

تکه ای از آسمان مال من است

راه پرواز من از این روزن است

جبهه درها را به رویش باز کرد

او خودش را تا خدا آغاز کرد

بوی باروت و مسلسل، بوی خون

جانفشانی های پی در پی، جنون

واحد پول جنون پروانگی است

شعله های آتش و دیوانگی است

یورش دشمن، شقایقهای سرخ

عشق تا اوج دقایق های سرخ

تانک ها ناگاه پیدا می شوند

بی خدایی ها هویدا می شوند …

… نوجوان اما پر از دلدادگی است

او پر از انگیزه ی آزادگی است

داخل دستان او نارنجکی است

وای! این با زندگی بیگانه کیست؟

او که این سان مست و بی پروا شده

او که این سان عاشق و شیدا شده

سنگر خود را رها کرد و پرید

پرده های خواب و رویا را درید

تانک دشمن ناگهان آتش گرفت

نقشه گردنکشان آتش گرفت

یک کبوتر از میان شعله ها

آسمان ، پرواز آبی تا خدا


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر دفاع مقدس ملی و میهنی،شعر هشت سال دفاع مقدس،شعر درباره جبهه و جنگ،شعر درباره شهید حسین فهمیده،شعر شهید حسین فهمیده،شعر با موضوع شهید فهمیده،رضا حداديان،متن درباره شهید حسین فهمیده.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code