قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / دو غزل از هادی حسنی

دو غزل از هادی حسنی

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست :

تو از منی و من از تو چرا که درد یکی است

که آنچه با من و تو روزگار کرد یکی است

عجیب نیست که من با تو نیز تنهایم

که در مقابل آیینه،زوج و فرد یکی است

چه فرق می کند اکنون،بهار یا پاییز

برای ما که کویریم سبز و زرد یکی است

من و تو دشمن تقدیر یک دگر هستیم

ولی چه سود، که تسلیم با نبرد یکی است

دلم به دور تو سیاره ای است سرگردان

که شیوه من و این چرخ هرزه گرد یکی است

خدا ! یکی تو یکی پس از آستان غمت

نمی روم که بدانند حرف مرد یکی است


شعر دوم :

اسم من چیست؟ خدایا چه کنم یادم نیست

امشب آماده شدم تا چه کنم یادم نیست

من که همسایه ی نزدیک شقایق بودم

پا شدم آمدم اینجا،چه کنم یادم نیست

من چرا از تو بریدم وچرا برگشتم

و بنا شد که دلم را چه کنم یادم نیست

من نشانی دل در به درم را بانو

از تو پرسیده ام اما چه کنم یادم نیست

این نوشته،غزل کیست که من می خوانم

اسم او چیست خدایا ؟ چه کنم یادم نیست


واژگان کلیدی:اشعار هادی حسنی،نمونه شعر هادی حسنی،شاعر هادی حسنی،شعرهای هادی حسنی،شعری از هادی حسنی،یک شعر از هادی حسنی،غزل غزلیات غزل های غزلی از هادی حسنی،هادي حسني.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*