قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / دو غزل از ایمان عباس پی

دو غزل از ایمان عباس پی

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست :

چقدر امشب بر آن هستم که از آغاز بنویسم

از آن اول – تلاقی مان – دوباره باز بنویسم

از آن وقتی که پیش از من خدا را مست می کردی

تبارک گوی چشمت را چه بی آغاز بنویسم

طلوع خلسه ی شوقی میان رعشه ی گفتن

تو را چون ذکر می خوانم ، شبیه راز بنویسم

جهان را سایه ای باشم که چشم از تو بپوشاند

به جای واژه ی زیبا، تو را اعجاز بنویسم

تنت شرجی، رطب ؛ آغوش گرمت ساحل کارون

چقدر امشب سزاواری، تو را ” اهواز ” بنویسم

نمی خواهم کسی باشم، دو تا  “تو” جای “ما” بنویس

قلم را باز بردار و در این ایجاز بنویسم

کمی آغوش مهمان کن به جای مقطع شعرت

خرابم کن؛ خرابم کن، دوباره باز بنویسم


شعر دوم :

شبی که پشت زمستان بهار گم شده بود

کنار پنجره ها انتظار گم شده بود

وحجم غربت تندیس های وهم آلود

شبیه خاطره ها در غبار گم شده بود

سکوت و بغض مهیبی نصیب حنجره ها

و شانه های صدا زیر بار گم شده بود

هوای زنگ زده؛ کوچه های سنگی شهر

که بی خیال هزاران هزار گمشده بود

و پشت پنجره ها،  پشت میله ها آن شب

شبی که پشت زمستان بهار گم شده بود

صدای زوزه ی باد و … طناب می رقصید

و رد پای کسی پای دار، گم شده بود


واژگان کلیدی : اشعار ایمان عباس پی،نمونه شعر ایمان عباس پی،شاعر ایمان عباس پی،شعرهای ایمان عباس پی،شعری از ایمان عباس پی،یک شعر از ایمان عباس پی،غزل ایمان عباس پی،غزلیات ایمان عباس پی،غزل های ایمان عباس پی،غزلی از ایمان عباس پی،ايمان عباس پي

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*