
در میان من و تو فاصله هست
و چه یک فاصله ی زیبایی
و در این دوری نزدیک
یک صمیمیت شفاف به لبهای تو عاشق شده است .
من به بازار شدم
و به آلوی لبان تو خریدار شدم
سبدم خالی بود
و دو جیبم ز سبد خالی تر
و چه یک بازاری
نه خریدی
نه فروشی
باز هم با سبد خالی خود برگشتم
چشم آلوی فروشنده زنی عربده جو
با تمسخر ز پس سایه ی درویشی من می لغزد
دل شب بود
منِ تنها
تنِ تنها
به سراغ دل افتاده ی خود افتادم
همه جا را تک و رو کردم و جستم
نه پی ای بود نه هیدار
و به در قفل زدم از بیرون
داخل قفل ، کلیدم بشکست
همه جا ساکت بود
همه جا خالی خالی
به جز از جیب سرم که به سیاهی شب تنهایی
پر شده بود
ناگهان روشن شد
آسمان یک کف طفل
و به آن سرعت انبوه که از موج و صدا برتر بود
روشنی وسعت یافت
آسمان سینه ی خود را بدرید
دل خود را بشکافت
در نگاه متعجب شده ام عکس سما بازی کرد
نور به ژرف ترین نقطه ی افلاک رسید
آسمان نازی کرد :
ملکوت پیدا بود
جبروت بالاتر
نگاه گنگ من از پرده ی قدس ملکوت بالا رفت
نقش هایی دید :
نه به نسخ و نه به تعلیق
نه ثابت و نه به کوفی و شکسته
نه به اسلیمی شباهت داشت
از همه شکل و صفت
از همه رنگ و نما
وز همه ویژگی هایی که در همه اذهان بشر می گنجد
عاری بود
نقش ها
لایحه بودند که ثابت شده در علم خدا
نقش ها لایحه ی هستی ما
هستیِ ” لا ” بودند
و در این وسعت پر نور که از کون و مکان بیرون بود
جبروت پیدا شد
و صداهای غریبه که به اصوات لسان ها :
عبری ، فارسی و ترکی شهادت داشت
گوش و روحم بنواخت
جبروت موجی زد :
بانگی شفاف تر از حرف و هجا
صاف تر از صوت و صدا جاری شد :
” آیی – نه ”
و نگاهم به عاقب برگشت
دید که دل گمشده ی من
به سراغ نفس سینه ی من می آید
از سپیده همه جا پر شده بود
من دوباره سر بازار شدم
همه می خواست که کالای خود ارزانی دهد
من به آلوی لبان تو خریدار شدم
همه دارایی خود را که به جز سایه ی تنهایی نبود
پیش تو ریختم و میوه طلبکار شدم
سبدم پر شد از آلوی لب فاصله ها
که میان من و تو جاری بود
و نگاه زن بازار پس سایه ی دارایی من لغزی خورد
در میان من و تو فاصله هست
و چه یک فاصله ی شیرینی !
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،کشور ازبکستان،ازبکستانی،ازبک،ازبکی،جعفر محمد ترمذي.






بیش از هفت دهه دور فرارودان دیوار کشیده بودند ولی زبان پارسی در آن گسترهی ادب پرور نه تنها زنده مانده بلکه به روز هم شده است. ناگفته پیداست کسانی مثل جعفر محمد ترمذی نیاز به پشتیبانی ما دارند.