
سعدی-بوستان-باب اول در عدل و تدبیر و رای
شماره 9
به سمع رضا مشنو ایذای کس
وگر گفته آید ، به غورش برس
گنهکار را عذر نسیان بنه
چو زنهار خواهند ، زنهار ده
گر آید گنهکاری اندر پناه
نه شرط است کشتن به اول گناه
چو باری بگفتند و نشنید پند
بده گوشمالش به زندان و بند
وگر پند و بندش نیاید به کار
درختی خبیث است ، بیخش برآر
چو خشم آیدت بر گناه کسی
تامل کنش در عقوبت بسی
که سهل است لعل بدخشان شکست
شکسته ، نشاید دگرباره بست