قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار میمنت میر صادقی

اشعار میمنت میر صادقی

 

شعر نخست:

پرده ی توری برف

جلو پنجره آویخته است .

مرد ، با خاطره ی عشقی دور

مانده سرگرم در این روز زمستانی سرد

یادها می ریزند

از سر شاخه ی اندیشه ی او

برگ هایی همه زرد

زن ، در این سوی اتاق

مانده تنها با خویش

عشق او خاطره ی دوری نیست

زیر چشم او را ، افسوس کنان می نگرد

بر لبش می گذرد :

” وه چه نزدیک و چه دوری از من “!

مرد ، تنها در خویش

بی صدا می گوید :

خیره در چشم خیالی که به او می خندد

می کشد آهی و لب می بندد “

” وه چه دوری و چه نزدیک به من ” !

پرده ی نازک اشک

جلو پنجره ی چشم زن آویخته است … .


شعر دوم:

درخت کوچک من،

درخت کوچک با من نشسته در پاییز،

درخت منتظر ابرهای باران ریز

بهار دیگر،وقتی که بازوان تو را

حریر نرم و سفید شکوفه ها پوشاند،

بهار دیگر،وقتی که دست سبز گیاه

کنار قامت تو

هزار ساقه شاداب پر جوانه نشاند،

بهار دیگر،وقتی بنفشه ها رستند،

بهار دیگر،وقتی پرنده ها خواندند،

و بادوباران این خشکسالی دیرین را

زباغ ما راندند،

تو انتظار مرا

به باغ سبز بگو،

به باغ سبز بگو،

درخت کوچک بی من گذشته از پاییز،

درخت سیراب از ابرهای باران ریز .


شعر سوم:

من با تو خواهم آمد ای آب ،

من با تو خواهم آمد

هر جا که می روی.

من با تو خواهم آمد ای آب

این تخته پاره را

بر دوش خویش بنشان

بر موجهای خشم برقصان

بر صخره های مرگ بکوبان

بگذار از این تلاش و تکاپو

صدها هزار ذره­ شوم

خرد  بی نشان

من با تو خواهم آمد ای آب

آخر من از تبار گیاهانم

من رمز و راز رستن را می دانم

ذرات بی قرار مرا باز

در هر کنار و گوشه بیفشان

بگذار تا که خاک شوم،  خاک

سرچشمه ی طلوع گیاهان .

من با تو خواهم آمد ای آب

این تخته پاره را

با خود ببر

 درد سیاه سنگینی  است

میز تمیز و براقی بودن

در گوشه ی اتاقی تاریک .


واژگان کلیدی:اشعار میمنت میر صادقی،نمونه شعر میمنت میرصادقی،شاعر میمنت میر صادقی،شعرهای میمنت میر صادقی،شعری از میمنت میر صادقی،یک شعر از میمنت میر صادقی،شعر نو میمنت میر صادقی،میمنت میر صادقی(ذوالقدر)،میمنت میر صادقی (آزاده).

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code