قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار غلامرضا سلیمانی

اشعار غلامرضا سلیمانی

 

شعر نخست :

گیسوانت زیر باران، عطــر گندمزار، فکــرش را بکن

با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار،فکرش را بکن

در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها

بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار، فکرش را بکن

سایه‌ها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک

خنده خنده پر شود خالی شود هربار، فکرش را بکن

ابر باشم تا که ماه نقره‌ای را در تنم پنهان کنم

دوست دارد دور هر گنجی بچرخد مار،فکرش را بکن

خانه ‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر

تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار، فکرش را بکن

از سماور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را

بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار، فکرش را بکن

اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، که پرتم می‌کنند

سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار،فکرش را بکن

ناگهان دیوانه‌خانه و پرستاری که شکل تو نبود

قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن


شعر دوم :

مغروری و خودخواه ، اما دوستت دارم

تنهای تنها آه تنها ، دوستت دارم

کش می ‌دهد شب را بنان و تار شهناز ، آی

زیبا! دلم تنگست زیبا! دوستت دارم

تا می‌ توانی امتحانم می‌ کنی با خشم

می ‌پرسی از من باز ، آیا دوستت دارم؟

جز دوستت دارم نخواهم گفت ، خواهم گفت

تا جان به تن ، تا هست دنیا ، دوستت دارم

تو تیغ و ابراهیم، اسماعیلِ تسلیمم

می ‌میرم اما زنده‌ ام تا دوستت دارم

از دورها آرامی از نزدیک موّاجی

ای روح مرگ آلود دریا! دوستت دارم

در خواب و بیداری پریشان حالی و شادی

هر جا که می‌ خواهی همان جا دوستت دارم

با شوکران امشب سراغم آمدی ، بگذار

پایان دهم این شعر را با ” دوستت دارم ”


واژگان کلیدی: اشعار غلامرضا سلیمانی،نمونه شعر غلامرضا سلیمانی،شاعر غلامرضا سلیمانی،شاعر غلامرضا سلیمانی،شعرهای غلامرضا سلیمانی،شعری از غلامرضا سلیمانی،یک شعر از غلامرضا سلیمانی،غزل غلامرضا سلیمانی،غزلیات غلامرضا سلیمانی،غزل های غلامرضا سلیمانی،غزلی از غلامرضا سلیمانی،غلامرضا سليماني،غلام رضا سلیمانی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code