قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار دینی،مذهبی و آیینی / اشعار سید علی رکن الدین

اشعار سید علی رکن الدین

 

شعر نخست:

جز آه حرفی در خور گفتن ندارم

جز آه حرفی هست اما من ندارم

چون طفل بازیگوش، عصیانگر، گرسنه

راهی به خانه غیر برگشتن ندارم

پوسیده یا پاره شده یا آب رفته

 مهمانی است و حیف… پیراهن ندارم

این چه بلایی بوده آوار است بر من

اسم تو را می‌خوانم و جوشن ندارم

آه ای ملائک رو بپوشانید از من

غرق معاصی هستم و دیدن ندارم

می‌جویمت ای انتهای آرزوها

می‌جویم اما پاسخی جز لَن ندارم

در آسمان تیرۀ بخت غریبم

جز کربلا من نقطه‌ای روشن ندارم

من که به غیر کربلا موطن ندارم

من که به غیر کربلا مدفن ندارم


شعر دوم:

راه کج بود نشد تا به ديارم برسم

فال من خوب نيامد که به يارم برسم

بي‌قراري رسيدن رمق از پایم برد

نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهرياري پر از اندوه ثريا هستم

شايد آخر سر پيري به نگارم برسم

استخوان سوز سياهي زمستان شده‌ام

بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناري مي‌برد

عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگي آخر دنياي من است

مي‌روم شايد روزي به مزارم برسم


شعر سوم:

قسیم النار و الجنه محب ات را چه خواهی کرد
 
محب ات را بسوزانی محبت را چه خواهی کرد

تو آقاتر از آن هستی گدایت را برنجانی

گرفتم اینکه رنجاندی کرامت را چه خواهی کرد

تو سفره دار احسانی تو بابای کریمانی

 نمی بخشی نمیدانم که عادت را چه خواهی کرد

قیامت دست آویزی ندارم جز ولای تو

 امید من تویی آقا شفاعت را چه خواهی کرد

قیامت خوب میفهمم عجب چیزیست حب تو

 تو با آن جلوه ی عشق ات قیامت را چه خواهی کرد

شنیدم آتش دوزخ نصیب دشمن زهراست

 قسیم النار و الجنه محب ات را چه خواهی کرد

واژگان کلیدی: اشعار سید علی رکن الدین،اشعار سیدعلی رکن الدین،نمونه شعر سید علی رکن الدین،شعرهای سید علی رکن الدین،شعری از سید علی رکن الدین،یک شعر از سید علی رکن الدین،غزل سید علی رکن الدین،غزلیات سید علی رکن الدین،غزل های سید علی رکن الدین،شاعر سید علی رکن الدین،چند شعر از سید علی رکن الدین،شعر مذهبی سید علی رکن الدین،غزل مذهبی.شعر دینی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code