قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار دینی،مذهبی و آیینی / اشعار سید حبیب نظاری

اشعار سید حبیب نظاری

به این پست امتیاز بدهید

شعر نخست

غزل 

همیشه شب‌، من و رنج قرارهای پیاپی

دو چشم خیس، پر از انتظارهای پیاپی

و ایستگاه که از من هزار مرتبه پر شد

نشسته خیره به راه قرارهای پیاپی

دوباره شعر، دوباره گناه آدم و گندم

و من که خسته‌ام از این شعارهای پیاپی

شبیه عقربه‌ها در توالی شب و روزم

رها نمی‌شوم از این مدارهای پیاپی

چقدر دل بسپارم به داغهای همیشه؟

چقدر سر بگذارم به دارهای پیاپی؟

شدم دچار جهان و فریب جاذبه‌هایش

چگونه بگذرم از این حصارهای پیاپی؟

و بی‌درخت، و بی‌تو چگونه دل بسپارم

به وهم خاطره‌ای از بهارهای پیاپی؟

تو سرپناه‌ترینی، اگر که باز نیایی

پناه می‌برد انسان به غارهای پیاپی

ز سمت مشرق حیرت بتاب، تا که نگیرد

دوباره آینه‌ها را غبارهای پیاپی

هزار چشم، هزار آینه، هزار تماشا

فدای تو همه این هزارهای پیاپی


دوبیتی ها:

و احساس مرا دریاب ای رود

لبم را تر نکن از آب ای رود

تو که دستی نداری تا بیفتد

به سوی خیمه‌ها بشتاب ای رود

*****

برادر با برادر دست می‌داد

برای بار آخر دست می‌داد

چه احساس قشنگی ظهر آن روز

به عباس دلاور دست می‌داد

*****

رها مانده است بر شن‌ها چه دستی!

جدا از پیکر سقا، چه دستی!

عموی ماه! بعد از دست‌هایت

بگیرد دست بابا را چه دستی؟

*****

هزاران چشم اشک آلود، باران

دوتا دست و تن یک رود، باران

همین دیشب میان هیئت ما

یکی از سینه‌زن‌ها بود باران

*****

من و تو هیچکس را دوست داریم

بهار خار و خس را دوست داریم

نمی کوچیم از این غربت، من و تو

هوای این قفس را دوست داریم


 واژگان کلیدی: اشعار سید حبیب نظاری،نمونه شعر سید حبیب نظاری،شاعر سید حبیب نظاری،شعرهای سید حبیب نظاری،یک شعر از سید حبیب نظاری،شعری از سید حبیب نظاری،غزل سید حبیب نظاری،غزلیات سید حبیب نظاری،غزل های سید حبیب نظاری،یک غزل از سید حبیب نظاری،شعر مذهبی سید حبیب نظاری،شعر دینی سید حبیب نظاری،دوبیتی های سید حبیب نظاری.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*