اشعار جواد آذر

اشعار جواد آذر
4 (80%) 1 vote

 

شعر نخست:

مرا عاشقی شیدا فارغ از دنیا تو کردی، تو کردی

مرا عاقبت رسوا  مست و بی پروا تو کردی، تو کردی

نداند کس جانا چه کردی چه ها کردی با ما چه کردی؟

دو چشمم را دریا ، دُرافشان گوهرزا تو کردی ، تو کردی

روان از چشم ما گهرها دریاها، تو کردی، تو کردی

نه يک دم از جورت فغان کردم

نه دستی سوی آسمان کردم

منم اکنون چون خاک راهی

غباری در شام سياهی

اگر مهری رخشد تو آن مهری

اگر ماهی تابد، تو آن ماهی

اگر هستی پايد، تو هستی

اگر بودی بايد تو بودی

بی لطف و صفا، باشد به خدا، بی تو هستی ها

از ديدارت، از رخسارت، ای جان بينم، سرمستی ها

شميم روح افزايی، مشکی، عودی، چنگی رودی


شعر دوم:

هر دمي چون ني از دل نالان شكوه ها دارم

روي دل هر شب تا سحرگاهان با خدا دارم

  هر نفس آهي ست كز دل خونين

 لحظه هاي عمر بي سامان مي رود سنگين

 اشك خون آلودم ام  دامان مي كند رنگين

 به سكوت سرد زمان…

به خزان زرد زمان نه زمان را درد كسي

 نه كسي را درد زمان

 بهار مردمي ها دي شد

 زمان مهرباني طي شد

آه از اين دم سردي ها خدايا

 نه اميدي در دل من

كه گشايد مشكل من

نه فروغ روي مهي…

كه فروزد محفل من

 نه همزبان درد آگاهي…

كه ناله اي خرد با آهي

 واي از اين بي درديها خدايا

 نه صفايي زدمسازي به جام مي

 كه گرد غم ز دل شويم

كه بگويم راز پنهان

كه چه دردي دارم بر جان

 واي از اين بي همرازي ها خدايا

  وه كه به حسرت عمر گرامي سر شد

 همچو شراري از دل آذر بر شد و خاكستر شد

 يك نفس زد و هدر شد

روزگار ما به سر شد

 چنگي عشقم راه جنون زد

مردم چشمم جامه به خون زد

 دل نهم ز بي شكيبي

 با فسون خود فريبي

 چه فسون نا فرجامي

 به اميد بي انجامي

 واي از اين افسون سازي خدايا


واژگان کلیدی: اشعار جواد آذر،نمونه شعر جواد آذر،شعری از جواد آذر،یک شعر از جواد آذر،شاعر جواد آذر،شعرهای جواد آذر،شعر نو جواد آذر

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0