قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار اینگه بورگ باخمن

اشعار اینگه بورگ باخمن

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

سفر رو به پایان است دیگر

باد دل از دست می ‌دهد

فرو می‌ ریزد در دستانت

خانه‌ ای سست برساخته از برگه‌ ها .

تصاویر

ظهرنگاری شده‌ اند بر برگه‌ ها

و جهان را جلوه ‌گرند به تمامی .

تو کپه کرده ‌ای بر هم

تمام تصاویر را

و با واژگان بُر‌زده‌ای آن ها را

چه پرجذبه است !

بازی ِ باز آغاز شده

دست نگه ‌دار !

برگی که بیرون می‌کشی

یگانه دنیایی است

که تو فاتح اش خواهی بود

“برگردان:گلاره جمشیدی”


 شعر دوم:

با هم استفاده کردیم

فصل ها، کتاب ها وموسیقی

کلید ها، فنجان ها، سبد نان

ملحفه ها و یک تختخواب .

جهیزیه ای از واژه ها و اشاره ها

آورده شد ،به کار برده شد، تمام شد

نظمی خانگی رعایت شد. گفته شد، انجام داده شد

و همیشه فقط به اشاره دستی

زمستان در سپتت وینی

و در تابستان عاشق شدم

بر نقشه ها، بر کلبه ای کوهستانی

 بر ساحلی و بر تختخوابی

فرقه ای بود پر از قرار ها و قول های ناشکستنی

ستایش چیزی

و بیزاری جستن از یک هیچ

روزنامه ای تا شده، خاکستر های سرد، یادداشتی

سترون بودم در مذهب

زیرا کلیسایم این تختخواب بود

نقاشی پایان نیافتنی ام

از چشم انداز دریاچه ادامه می یافت

آن سوی ایوان هم مردم بودند

همسایگان

که به آنها سلام می دادم

کنار بخاری دیواری ، درامنیت

مویم بیشترین رنگ را داشت

و زنگ در هشداری بود برای دوستانم

نه فقط تو را

بلکه جهان را از دست داده ام .

“برگردان:فرشته وزیری نسب”


واژگان کلیدی: اشعار اینگه بورگ باخمن،نمونه شعر اینگه بورگ باخمن،شاعر اینگه بورگ باخمن،شعرهای اینگه بورگ باخمن،شعری از اینگه بورگ باخمن،یک شعر از اینگه بورگ باخمن،شعرهای ترجمه شده به فارسی اینگه بورگ باخمن،سروده های برگردان به پارسی اینگه بورگ باخمن،شاعر اتریشی،شاعر اهل کشور اتریش،شاعر زن اتریش.

Ingeborg Bachmann،poems،quotes

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code