قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار دینی،مذهبی و آیینی / اشعار احسان نرگسی رضاپور

اشعار احسان نرگسی رضاپور

شعر نخست :

حضرت زهرا س

 

زبان الکنم از وصف زهرا ناتوان باشد

که زهرا تا قیامت دلبر هفت آسمان باشد

خدا نامیده زهرایش،پر از عشق است دنیایش

دعای نیمه شب هایش برای دیگران باشد

به ذکر” فاطمه یا فاطمه ” گرم است جبرائیل

که با این ذکر از هول قیامت در امان باشد

خودش را ، محسنش را ، هر چه دارد می دهد زهرا

فقط کافی ست پای مرتضایش در میان باشد

من از اسما فرزندان ثارالله فهمیدم

علی و فاطمه زیباترین نام جهان باشد

وجودم را گرفته آتش عشقش که اینگونه

به جای قلب در این سینه ، یک آتشفشان باشد

نه تنها ما ، نه تنها آسمان ها و زمین ، بلکه

خدا هم عاشق و دلداده ی این خاندان باشد

به چشم خود نخواهد دید این دنیا زمانی را

که زهرا باشد و بر دست حیدر ریسمان باشد

بنا بوده که دشمن با فدک رسوا شود ، ورنه

کجا زهرا در این دنیا به فکر آب و نان باشد؟

تمام دردهایش،عشق بازی با خداوند است

برای فاطمه کی صحبتی از امتحان باشد

 


شعر دوم :

امام رضا ع

 

سلطان خراسان نه که سلطان جهان است

ثابت شده فیضش همه جا در جریان است

در بسط بهایی شب شعری شده برپا

احساس غزل خوانی ما در غلیان است

هر کس که نرفته ست به پابوسی سلطان

اشک غمش از هر مژه چون سیل روان است

عمری ست که نان رضوی نان شب ماست

هر کس به طریقی پی یک لقمه ی نان است

نزدیک تر است از رگ گردن به گدایش

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

امروز رضا گفت که فردای قیامت

هر کس که شده زائر ما ، از خودمان است

رنگین شده سجاده ی ما با می نابش

ما جام به دستیم و رضا پیر مغان است

ما را به غلامی خودش شاه پذیرفت

با ما به از این بود که با خلق جهان است

یک خادم خوش رو وسط شعر به من گفت :

برخیز پسر جان که دگر وقت اذان است

 


شعر سوم :

امام حسین ع

 

فطرس گدایِ هر شب صحن و سرای توست

هر کس که سینه زن شده تحت لوای توست

هر جای این جهان که نظر می کنم تویی

یعنی که جای جای جهان کربلای توست

آری! دلیل باد وزیدن مشخص است

او مست رقص پرچم گنبد طلای توست

هیهات! من کجا و غلامی خانه ات؟

من می شوم گدای کسی که گدای توست

حال و هوای شهر حسابی عوض شده ست

من فکر می کنم اثر روضه های توست

سینه زنان و گریه کنانت که جای خود

هستی و هر چه هست درآن خاک پای توست

منت سرم گذاشتی و نوکرت شدم

کار خداست این که دلم مبتلای توست

جایی برای وصف صفای بهشت نیست

وقتی که صحبت از حرم با صفای توست

آبی که سیئات مرا شستشو کند

تسنیم و کوثر است ؟ نه ! اشک عزای توست

نزدیک اربعین شده برگ برات ما

در دست های دختر مشگل گشای توست


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،شعر دینی مذهبی آیینی،احسان نرگسي رضاپور،شعر درباره امام حسین ع،شعر با موضوع مدح امام رضا ع ،شعر مدح و منقبت حضرت زهرا س.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code


Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/cpanel/php/sessions/ea-php72) in Unknown on line 0