ساقی بیا که باز خراب است حال ما

قصاب کاشانی – غزل شماره 3

ساقی بیا که باز خراب است حال ما

پیش آر باده ای صنم بی‌زوال ما

جامی بده که دست نشاطی به هم زنیم

شد خشک در قفس همه اعضا و بال ما

ما در غم تو روز شب ای بی‌وفا و تو

در خاطرت نمی‌رسد اصلاً خیال ما

ما خانه‌زاد محنت و اندوه و ماتمیم

فارغ نشین که دهر ندارد مثال ما

از چشمه‌سار، قطره ی آبی نخورده‌ایم

از آب شیشه جلوه نماید نهال ما

قصاب دم مزن که به جایی نمی‌رسد

فریاد نارسای تو و قیل و قال ما

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها