محرم راز خدایی دل دیوانه ی ماست

وحدت کرمانشاهی – غزل شماره 21

محرم راز خدایی دل دیوانه ی ماست

مخزن گنج نهان سینه ی ویرانه ی ماست

مشعل خور که فروزان شده بر صحن سپهر

پرتویی از مه رخساره ی جانانه ی ماست

باده افروز که خورشید می عقل فروز

هر سحر جلوه‌گر از مشرق پیمانه ی ماست

برو ای زاده ی افسرده که در محفل دوست

ما چو شمعیم و خلایق همه پروانه ی ماست

ما و تسبیح شمردن ز کجا تا به کجا

زلف پر چین بتان سبحه ی صد دانه ی ماست

آنچه از زلف بتان باز کند چین و شکن

تا کمند دل عشاق شود، شانه ی ماست

اندر این ارض و سماوات نگنجد وحدت

قلب تو عرش من است و دل تو خانه ی ماست

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها